بی بلُم

بی به گویش بندری یعنی برای و بل به گویش بندری یعنی یار و بی بلم یعنی برای یارم

برای قهرمانم

 

 نمی دانم با چه تجزیه شمیایی یا چه معادله ریاضی می شود یک قهرمان را تبدیل به یک انگل کرد!

روزهایی که تازه از جبهه برگشته بود همه می گفتند با خودش سوغاتی آورده است، سوغات جنگ و خونریزی!

قهرمان موجی شده بود. موجی! نه موج دریا، موج توپ و خمپاره!

می گفتند اون افتخار محله است.

من که اون موقع معنی این کلمات را نمی فهمیدم، ناموس چیه، مملکت چیه، دفاع چیه، دشمن چیه ولی همیشه اونو (خلاصه بگم) به چشم قهرمانی می دیدم که رفته و با دشمنان جنگیده است نگاه می کردم. کسی مثل زوروی خیالی من!

موجی بود به اندازه دریا موجن کاکا! دریا نه! موجی به بزرگی اقیانوس آرام(گرچه نمی دونم بزرگی اقیانوس آرام چقدر است) گفتم بدانید که چقدر در نظرم بزرگ بود.

مدارکی معتبر مبنی بر اینکه چه مدت در جبهه بوده است نداشت. اصلا مدرکی نداشت این را بزرگترها می گفتند!!

بعدها در اسناد و دفاتر رسمی هیچ ارگانی او را جزء قهرمانی به حساب نیاوردند که به جبهه رفته است!

بعدها من بزرگ شدم بزرگ و بزرگ تر و این جمله را جایی شنیدم یا دیدم که معتاد انگل جامعه است!

من دوروبرم بسیار انگل دیده ام ولی جا دادن قهرمانم در این جمله و عوض کردن نام او برایم سخت است به سختی جدا شدن از یک عادت خوب!

همینک قهرمان من مدرک معتبری دال بر اینکه انگل جامعه است دارد. در اداره زندان بارها نامش را ثبت کرده اند.

قهرمان من فراموش شد! انگل به جامعه معرفی شد!

قهرمان موجی دریای من به خاطره آدم های پیر و فراموشکار سپرده شد!

من عادت خوب قهرمان دیدن او را با عادت زشت انگل دیدن او عوض نمی کنم!

زنده باد قهرمانم!

 

 

 

 

 

 

تاریخ ارسال: یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 ساعت 19:03 | نویسنده: دریا | چاپ مطلب 10 نظر